جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
183
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
* يكى بر سر موضوعى ، به عمربن خطاب كه رئيس حكومت بود . از علىبن ابيطالب شكايت برد . عمر هردو را احضار كرد ، سپس رو به على نموده گفت : اى ابوالحسن ! در كنار شاكى بايست ! . . . ناگهان آثار ناراحتى در چهره على آشكار گشت . عمر پرسيد : على ! از اينكه در كنار دشمن خود باشى ناراحت شدى ؟ على گفت : هرگز ! از اينكه تو بين من و او مساوات قائل نشدى . تو مرا با احترام و عزت مورد خطاب قرار دادى و با او چنين رفتار نكردى . * على روزى بر مركبى سوار بود ، گروهى پياده به دنبالش بهراه افتادند . پرسيد : آيا كارى داريد ؟ گفتند : نه ، فرمود : پس برگرديد ، زيرا كه همراهى پياده با سوار ، باعث تباهى سوار و مايهء حقارت پياده است . اخلاق بزرگ